Machine transcription
٣٣٩
عثمان پی پر تو پروانه کرفتند میر و مصیبت دل مانند چه بجاست
رسوایی من مرد من مرد درل افتاد دل در غمت انکشت نما شد چه بجاست
زنگار خط امینه رخسار تو کرفت روز تو سیه چون شب اشد چه بجاست
در دوعم توکوه ستم است به شتنم زین بار مرا پشت د و تا شد چه بجاست
از سنک جفای فلک اشبته قدایندا اخیار ز دلدار جدا شد چه بجاست
طرزی بره شوق ز واماند کی خویش چون شمع دلم ابله پاشد چه بجاست
از طبع خود در دمشق شام کفته
دوست بهجر رخ او بمن چه شد که نشد بلی زباد خزان با چمن چه شد که نشد
زبان اہل خرد فقح باب مطلبهاست مکوخلاص ز دست سخن چه شد که نشد
بطرف کلشن کنعان شوقم در سیب زفیض صحبت آن پیرین چه شد که نشد
زباد بوسه که دیشب بخواب میکردم بکو شبهای لب آن دهن چه شد که نشد
ز دست نرکس جادوی چشم فتاشت بشهر فتنه و زنک فتن چه شد که نشد
زتاب عارض کلرنگ در روی کلکونت بجان غنچه و جیب سمن چه شد که نشد
زشور سحر چشم تو دوش در محفل بجام و ساغر و مینا و دن چه شد که نشد
زچین زلف تو ناشت خطاحم کا کل بناف اهوی مشک ختن چه شد که نشد
ز فیض الفت اخلاص میعرض طرز به بین اویس قرن امین چه شد که نشد
به طرز بیدل در کابل گفته
انرا که دل با و کش از خود جدا نباشد کر از شماست باشد اندر قا بلا شد
بوی بهار الفت چون غنچه میخوادم بوی برید یاران تارنگ ما نبا شد
تهمت نمی پسند د پای را کت او خون دل تمناست رنگ حنا نبا شد
در عالم عبارت بس معنی غریب است بیکانه چون شما رم آن اشنا نبا شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
