Machine transcription
آنچکس بود که سازد چارهٔ بیچارگان
چارهٔ خود یافت هرکس در غمش بیچاره شد
در حریم وصل خوبان داد دیدنها مدام
هر که چون آئینه عمرش صرف یک نظر شد
بیکر نازک گشت از شمشیر او ایا بت زخم
مصحف سیپاره دل عاقبت پاره شد
راستی کی میشود طرزی طرف با کج سرشت
صد خدنگ اننجا بر دست بکمان آواره شد
جواب ناصر علی در کراچی گفته
ببستان گردوان آن قامت شمشاد خواهد شد
بسان آه قمری سروما بر باد خواهد شد
زکلش کل ز شرمش کرچنین چاکست درپیرهن
سجابی کرد رنگ از دامن کل باد خواهد شد
ز بس لبریز شد از سعی شیرین کاری کن
بکوه بیستون ترسم صدا فرهاد خواهد شد
اگر میت بلند ابرویش باشد بدین غمره
بلی از چشم خوبان انتحاب صیاد خواهد شد
ز آه دل چنین کر کاروان ناله میخیزد
نفس از سینه ناب جرس فریاد خواهد شد
چو دربط کاکلش باشند فهمیدم بدل گفتم
که آخر استخوانم شانه شمشاد خواهد شد
دلم در بند دام او بخود چون بید میلرزد
که این بیجاره از دامش مگر آزاد خواهد شد
بفکر آخره لم حرف دهانش میکند پیدا
اگر فهمی انجنین باشد بلی استاد خواهد شد
نفس هردم بنای زندگی را میکند ویران
اگر معمار باشد اینحسین آباد خواهد شد
بیا و آن میان بر خود دلم چون مار می پیچد
گر از ناز کبیجا خا مرام بیداد خواهد شد
نمیخواهم کنم فریاد زار و پیش آن بدخو
که میترسم بطبعش داد من بیداد خواهد شد
مدام اوازان طرزی طپیدن رفته از یادم
که کرد من غبار خاطر صیاد خواهد شد
جواب شوکت در کراچی گفته
دلم در پای رنگینش بس در جبهه سائی شد
بسان شمع سرخط جبین اخر حنائی شد
کج خلل او مشاطه نادانسته خالی زد
بچشم عاشقان بهتر تر از خال خطایی شد
سپاهی زاده شوخی جنگجو دل زود میگیرد
دلم از دیدن چشم بیکدیدن فدائی شد
بنفس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
