Machine transcription
مریز باده دل را دگر بخاک ای چشم
که ناوک ستم او بسینه مهمان شد
زعکس لعل لب یار دانهای سرشک
درون دیده من سبحه لعل رمان شد
هزار گریه جانسوز بلبلان کردند
بباغ در سحری غنچه تا که خندان شد
ز تیر کج نظران بعد ازین نیندیشم
که دل برم ز خدنگ سهان پیکان شد
لبت که آیه فریاد بوسه میگوید
بدور آصف خط پایمال موران شد
اسیر چشم تو گشتم بعاقبت ای دل
دو بنده نجمی بین اسیر ترکان شد
نگار سیمتن سنگدل ز بس طرا
شکست شیشه دل هر طرف نمایان شد
جواب صائب در کابل گفته
دران محفل که از شمع رخت کاشانه روشن شد
بدور شمع رخسارت پریوانه خرمن شد
شب هجران ز بس خون جگر از دیده افشاندم
گریبانم ز خون رنگین تر از دامان گلشن شد
ز تاب رشته زلفت چنان بنمود گردونم
که دست نگاه عالم شبنم از چشم سوزن شد
چکد از دیده رنجبر آب آهن از حسرت
بصحرای جنون مجنونت ز بس گرم دویدن شد
شرار عشق چون موسی مگر آتش بجانم زد
که از نور تجلی دل بسان نخل ایمن شد
بهر مرزی که برخود دم گرفتم توشه راهی
مرا از خوشه چینهاست تا یکدانه خرمن شد
لباس عاریت عافیت چون کل بپوشیدم
گریبان چاک میکردم چو دردم طرح شیون شد
چه کافر فتنه ای بت که طرزی باستای
چلیپای سر زلف ترا دید و بر همن شد
بردوش بیدل در کابل گفته
شرار عشق تا یک شعله سان بر دل نمایان شد
ز دود داغ بزم سینه ام روشن چراغان شد
ببزم حیرت آباد خیال جلوه نازش
ز بس در دیده در دیدم نگه آئینه حیران شد
دم شمشیر او چون برق خندید بر حالم
ز جوش خونم دل زار مارا قطره خندان شد
ز بس وحشت کمین افتاده ام در وادی عنقا
غبار نقش پایم سرمه چشم غزالان شد
مجنونی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
