Machine transcription
۱۰۳
غیر از براقوس و بخبر ناپدیدا است
چون زایجه طالع ما دید فلک گفت
به سنجت و چهار طرف چشم کشود م
تأول مخالف ز خلف دور نگردد
طرزی سخنم یار چو بشنید چنین گفت
ازان بتمر تلف گشته مرا هیچ کف نیست
این کوکب طالع تو بی اوج شرف نیست
راهم بجز از کوچه او هیچ طرف نیست
مانند الف حرف خلاف است حلف نیست
این گوهر شهوار تو در کوش صدف نیست
من طبعه
از خود بجستجوی تو هرکس که غافل است
پیش رخ تو اینه زان محو دیدنست
این منظر رحسن تو سن گر عیان شوند
نگذارم ار برشته مریم کند رفو
در اصل ذات جوهر فردیم ما و دوست
هر کس که شرح مختصر عشق حل نگر د
گوید ز علم وحدت دار د هوای زر
زاهد که وصل حق طلب د از ره زبان
هر کس بپوی حق رود از راه نقب دل
طرزی وصال اگر طلبی خویش را مبین
آنکس به پیش اهل خرد عاقل است
اری بحسن ساده دلان شخص مائل است
آئینه چون بحسن جمال تو قائل است
این زخم یادگار دم تیغ قاتل است
در ماد یار این عرض جسم جا ئل است
علم بیان و منطق او ژاژ وائل است
خان علوم ما چه عجب بر دلائل است
غافل که در خدا و تو این حرف حائل است
بیشک بگنج وصل رسد زانکه قابل است
دیدار یار دیدن و پندار مشکل است
من طبعه
دلم بیک نظر رحمت تو محتاج است
متاع عقل و خرد سر بسر بیغما رفت
دل من د مژه ای در اثر تیر تست
بپیش تاج شهان سر همان فرود آرد
که جو دیده من تار چون شب تاج است
که ترک چشم تو در ملک دل بتاراج است
همان چو میکل شب از صید در اح است
که خاک پای تو بر فرق من بتابع است
ریزه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
