Machine transcription
شهد لعلش اگر عقرب بخاطر آورد
در دهان چون غنچه میگردد زبان مار گل
ابر اگر بردارد از دریای انعامش نمی
میفشاند جای باران ابر کوهسار گل
بهر اعدایش کمان شاخ میسازد بباغ
غنچه پیکان خار ناوک کبرگ سوفار گل
در گلستان مصاف از عکس گلزار رخش
گشته خنجر گل کمان گل تیغ جوهردار گل
استعداد کل کز نم خون دو تیغت فشاند
باغ پر گل را نباشد هم بدین هنجار گل
دست تیغ ترا از بس نکردن میکشد
میکند چون شمع سر از چوب خشک دار گل
تا که دیوار امیدم پایه از لطفش نهاد
بر زمین افتد بجای سایه از دیوار گل
گر نسیم باغ خلقش سوی گلشن بگذرد
تا قیامت حرف خلقش میکند تکرار گل
گر صبا بوی ز خلقش جانب باغ آورد
چشم شبنم میکند بر سبزه زنگار گل
تا سواد نسخهٔ خلقش نویسد در چمن
میکشاید هر طرف بر شاخ گل طومار گل
گر خیالش بگذرد سوی چمن باد صبا
در رهش ریزد بجای درهم و دینار گل
ابر احسان عطایش در چمن دامن فشاند
در میان برگ شبنم چون گوهر شهوار گل
گر سموم قهر جانسوزش بگلشن بگذرد
سبزه زهرآلوده میگردد بدل افکار گل
یا محی الدین اگر آوازهٔ دینت رسد
میکند تسبیح چارشته زنار گل
عکس رخسارت اگر بر صحن گلشن اوفتد
روید از برگ خزان چون غنچه گلنار گل
در چمن گر پرده از رخسار بالا افکنی
باغ پر گوشه صد خرمن کند انبار گل
هر که بر گلزار دامان تو زد دست امید
چون گلستان میزند بر فرق سر بار گل
خامهٔ طرزی بصف آرائی ان گلدسته است
بلبل مستی بود کاورده در منقار گل
در خیال روی خوبت ای گل رخ اندرم
از خجالت ماند چون اکسیر سارخسار گل
گر کند عکس جمالت از دل گلزار گل
آب گردد همچو شبنم پیش آن رخسار گل
بسکه شوخ و شنگ و طرارست در صحن چمن
نقد صبر بلبلان را میبرد عیار گل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
