Machine transcription
۱۵۲
از حسن نیرنگ تو در کشور فرنگ
زرد است رنگ چهره خوبان گلعذار
از مشرق تا بغرب بهر شهر و هر دیار
طاقست تیغ ابرویت ای مه هلال وار
گنجد اگر لبت بشکر خنده دم زند
بند و نبات مصر ببندد برود بار
گشته روان ز چشمہ چشمم چو آب
طی روان من قدم از لطف رنجه دار
می آئی منه بدیده من پا که از مژه
ترسم رسد بپای تو خار د شوار
از دیده جا بدل دهمت لیک احتیاط
دارم کزان بدامن نازت رسد شرار
القصہ پُرس من این قصہ همچو شمع
پیوسته زار سوزم و سازم بدرد یار
طرزی نکرد بس ز فغان و دلی چو سنگ
در گوش شهریار فغانش نکرد کار
تعریف مزار خواجہ عبدالله انصاری رضی اللہ تعالیٰ عنہ
مزار خواجہ عبداللہ آمد بابی از جنت
که کل کل بشگفد از نفحه هایش غنچہ دلها
اگر خواهی صفا یابد دل چرکینت از عصیان
بکا ز رگاه یک دم بگذار ای صاحبدل انجا
جنابش را فلک زوّار پایش را ملک زائر
حجابش را فرشتہ ساجدست قدسیان موا
وثاقش استوار بها چو سقف خانہ گردون
رواقش از بلندیها چو طاق گنبد خضرا
برون درکش چون اندرون گلستان دلکش
مبان در صفہ حسن و صفہ فردوس را پیدا
خیابان آن در کعبہ صفا جویند چون ضون
پرستاران آن در خسته پشتی خویی چون حور
کسی کو بهر اعزاز عجز مالد روی بر خاکش
جهان روشن کند چون آفتاب از پرتو سیما
نباشد این درخت سایه افکن بر سر خاکش
کہ ہر پای بستش سر کشیده شاخی از طوبا
نہ لوح است اینکه بینی بر آن منبع رحمت
بود فوارۂ نوری که دارد بس تسلا
بود سر چشمہ تسنیم و کوثر حوض آب او
نه بل تسنیم و کوثر قطره باشد زان دریا
چه دریائی که از بس جوشش انوار متوار
حباب آب او بر دست آب از لولو لا لا
جنابا سرور ا شها توئی کا ندر ره قدرت
زمین ماندی ز رتبت بر فراز طارم اعلا
۱۸۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
