Machine transcription
چون مژده رحمت آمد اندر گوشم
از ذوق و الم چو خم آمد در جوش
رندی کشاءر گوشه در گوشم
کای خرقه بدوش می کشان بینوش
چون حرف می آمد از وی اندر گوشم
گفتم مخروش پیره ای رند خموش
کم عیب است خرقه پوشا زامی
کنار که پوش خرقه عیب پوش
در تعریف معشوق
شگفتاز دوخش برخ زلف تابدار
کرد آشکار سورۂ واللیل و النهار
با انکه گران شده ام پیش یار گو
جامی برای دفع خمار من از خم آر
ساقی بیا که بهر قدومتد بحر چشم
سد کوه بر شک کند مردمان نثار
چشمم بود براه چو نرگس بیار می
زین بیش ندو و زار مدارم ز انتظار
مطرب بنغمه تر و خوش داوبهای کل
فتوی که می حرام بود موسم بهار
از بس دلم برنگش عشقت کباب شد
بیرون بجای آه روداز لبم شآر
یکسب بلبی بچمن با هزار شوق
بی عارضت بدیده خلد کل بجای خار
شب تا سحر چو غنچه خونین جگر ز غم
خون میخورم بیاد لب لعلت ای نگار
یکسان بپای کل و لاله در سمن
هر دم فغان کنم ز فراق تو چون هزار
چون جام می شراب بتکلیف میخورم
گاهی نخورده ایم شرابی باختیار
گر بیقرار شد ز رخش ہو عجیب نیست
بر روی آتشست کجا موی را قرار
ای آفتاب رخ که پنچه ترا
کرد و چو راستین بد بیضاش آشکار
ای ما از اشراق رخ آفتاب تو
شامم چو روز زلف سیاه تو گشته تار
خطت روم برده سپاه حبش ز این
تاترک حشم تو کشد از فارسی دمار
صد عقده بکش بدل شاگ چین کرد
گر یک گره گشای از ان زلف تابدار
هندوی زلف پر خم و پیچت بهر مکش
خوبان روس را چو تتاری کند شکار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
