Machine transcription
۱۳۸
بزنگ باقه رود قلب منقلب گردد
برای رجم شیاطین جان تیرش را
کمین غلام درش پروین اندر بام
توان شبی که طلالو لولوی تاجت
ز راه صبح سوی شام افتاب گریز
جهان ز پاس تو رنجیر عدل گشت چنان
زبسکه عدل تو غمخوار زیردستانست
زبسکه پاس تو پهلوی کل خزان دارد
بچرخ حکم تو از بس بلند پروازی
نسیم تیغ شرربار تو عدو خود را
زشاد کامی شان مان شیرینت
چوبر بلندی قدر و علو جاه تو دید
طلای بوته خورشید میکداز گدخت
بچرخ رتبه شود ماه آفتاب جبین
بسان عطای تو خوان کرم فراخ کشید
میان باغ مصاف تو نرگس شهلا
بکوهسار برد از ماتم تیغت
زبسکه خاک درت موج آبرو دارد
شهامید تو طرازی ز طبع چرخ کمان
بلی زرتبه ممدوح مدح میبالد
عذار صفحه بمدح رخت گلستانست
بهرکجا که جنابش بقلب لشکر زد
زطرف چرخ کمان ناوک تو برزند
اگر چه کوس تهی هیچ وقت سنجر زد
هزار طعنه روشن بماه و بر خوزد
چوبرق تیغ تو خود را بملک خاورزد
که حلقه بردر آوازه سکندر زد
ز بیم تو نتوان باز با کبوتر زد
بروی شمع نیارست لطمه صرصر زد
حمام صعوه بشاهین و باز شهپر زد
بسان دود سیه دل بروی آذر زد
عدوی تو چوکس دست با سنان سرزد
سپهر شش تو خود را ز ذره کمتر زد
چوفکر پای ز زین تو سکه بر زر زد
کسی که از سر اخلاص در بران درزد
که بانگ صیت سخایت بیفت کشور زد
بفرق دشمن تو تیغ و تیرونشتر زد
مخالفان تزا برگ بید خنجر زد
غبارکوی تو پهلو بآب کوثر زد
گرفت تیر سخن را بروی محور زد
سخن بوصف تو ران یا بچرخ اخضر زد
ر بس محار کمین زخامه ام سر زد
بصحیفه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
