Machine transcription
هستی پرعظم شد چومردمک روشن
بمدت تو خطم پای با قبطر زد
همیشه تاج بلند تو باد عالمگیر
چنانکه چرخ فلک ماه بر سرزد
قصیده در تعریف میر عبدالرحمن خان در بندی خانه در قندهار فرمود
هلال عید چو شد جلوه گر ز چرخ دورنگ
افق شد از کل سیاره پرده ارژنگ
زگل فشانی ماه و ستاره روی سپهر
بحشم خلق نماید چو کارگاه فرنگ
ببحر اخضر گردون ستاره در غوص
بود پدیده چو در باد ماهیان و نهنگ
هلال عید نماید با بخم روشن
دیا که شهر طغرل میان خیل کلنگ
میان مزرعه چرخ نیست داس هلال
فتاده پاره کشتی شکسته در گنگ
هلال عید چو دیدی شراب عیش بگیر
زدست ساقی گلرخ ببوستان ترنگ
هلال احنجم چرخ بلند می بینم
دیا که تیغ و کف شهر یا ر و اسب کرنگ
میان چرخ چراغیست هلال عید بود
و یا که تیغ کج پادشاه دشت پلنگ
هلال عید بدور سپهر میکردد
و یا که نعل سم اسپ شاه با فرسنگ
خوشا هلال شب عید و نوک خنجر شاه
که بهرور مین کرده شرو اژدر چنگ
یکی بنور و ضیا کرده چرخ را تسخیر
یکی به تیغ ز کابل گرفته تا در کنگ
امیر ابن امیران که عبدالرحمن است
که لرزد از دم تیغش چو ساره فرسنگ
افسانه گوی نیم همچو شاعران لاف
بران صفت که تو داری بصفحه سازم زنگ
اگر شراره تیغش فتد در بحر
میان بحر زهیبت شود کباب نهنگ
چو در وغمره دشمن ترا رسد بگوش
زوی بردی عد و چنگ جنگ ان چنگ
در دوشمر بساک خضر نوکشاه
که نوک تیغ تو در فتح شهرها ست رنگ
بیک رکاب کشودی تو شهر احمد شاه
بیک عنان تو گرفتی زترک تا بفرنگ
بقدر قامت جاه تو کرد گونیه
قبای اطلس زر دوز اسمان دورنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
