Machine transcription
۱۳۴
خضیض بار که پادشاه چرخ لوا
میان قصر رفیعش حصار چرخ فلک
ز عرش تبة در گاه عالیش هستم
بجحر کهکشان مرغ آستان درش
چرا چنین نبود بارگاه در گاهش
شهاب چرخا با توان شهنشاهی
گذشته رتبت از کیقباد و کیکاوس
هلال تیغ تو همراه شهر نو گیرد
که تا ز حلقه بگوش درت حشاشم
ز پیش بینی عقل تو فکر پر نظر
چو رای روشن تو افگند برون پرتو
بچنگ کردن عنقای راز میگیرد
چو خط روی کفن است سرفرو برده
نقوش لوح قضا نوک خامه فکرت
سواد خط تو با مشک نیستی خاتم
بجبحہ ست سحابی که یم نماید نم
بذوق جود تو زرکشت آفتاب جبین
محیط نسته رو و همچو آب زیر حجاب
ز آبروی نجابت سر ته خاک درت
بر آسمان افتاده جای گرد و غبا
ز سنگ قدر تو کوهسار کشته یسر سار
خسته یک سرو گردن فراز از جوزا
بود چو بیضہ عصفور در روضہ بیضا
کراج ذروة جا حس رسیده تا بکجا
فتاده دور چو شت سماک روی سما
که هست بار که شاه ناصر الدین شا
که قصر شرع پیمبر بروز تو بر پا
گذشته منزلت از سکندر و دارا
ز بسکه عزم جهانگیرت قلعه کشا
برون دود ز صدف سفته لؤلؤ لالا
بخوانده از خط امروز معنی فردا
بسان سایہ خزد آفتاب پشت سها
زبسکه شیر شبہار فکرتت رسا
بنوک خامه خیال تو میکند اما
ز موج آبرو ان صانعت کند انشا
بدو دمان مد او تو نیست اصل خطا
بپیش بحر کفت قطره بود دریا
بشوق است تو شد سپهر دامہ سیا
نهنگ تیغ کند در کفت چو سر بالا
شد آسمان فروزان جمیع مجمع شرفا
تمام حشمت و جاه و جلال و عز و علا
بسان کار رو د کوہ ہر چو از صدا
عرفی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
