Machine transcription
ندیده دور زمان چون تو شهریار ملک خو
ندیده چشم جهان چون تو کامگار هنرو
بچشم همت تست محیط هم زبلی آن
که نیست بکف جودت سحاب بحر برابر
زیکر یحکومستانند ز ابر قطره و بخشد
تو همچو کان نشانی میدهی در و گوهر
شهاب کینه غلام تو طرزی العفان
بشهر خویش غریب است همچو در بصدر
بدو محنت شده دشمن عزیز و آبادر
زحادثات شده خصم آشنا در باد
زکینه عزیزان یافته بخار بدان سان
که فرق آن نتوان کرد در خیال مصور
تو با در کنی از انجا که نیست شنبه تو مانو
تو داور کنی از انجا که نیست جنس تو داور
برادر و پدرم جان فدای راه تو کردند
مراست نیز همین آرزو و داعیه در سر
که نقد جان گرامی کنم نثار قدومت
اگرچه لایق شه نیست این متاع محقر
چگوب نهم در قدوم خیل خیالت
کرطینتم قدیم این چنین شد مخمر
مرا محبت شه از ازل بجان شده مدغم
مرا عقیدت شه تا ابد بدل شده مضمر
بلب ثنای تو گویم بدل دعات هی ریم
بسر راه تو پویم چو خاصه تا بود سر
مراست نام وزبان روز وشب بت کاشتا
در این حدیث ندارند خادمان تو باور
گواه خویش دومت آورم که شیالان
از انکه هست دو شایسته شرع مطهر
زبان کلک بروی کتاب خیر نبات
کر از دهان دوات اور وحکایت دیگر
زبان خامه برم بریزم آب رنگ
اب دوات ببندم سبکی کنم رخ دفتر
همیشه تا که بود مهر ماه در گردش انجم
مدام تا که بود نور ماه و تابش اختر
جهان نقش نکینت چو مهر باد بدست
زمین بپای زمینت چو چرخ باد مسخر
مراکز نزد دعا با تو باد و از خجلت
تنش بپند بلا باد همچو مهر سکندر
قصیده در مدح ناصر الدین شاه
نمود خسرو خاور چو در حمل مسکن
جهان زمقدم او کشت سربسر گلشن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
