Machine transcription
۱۰۴
بغیر کام تو کرشان شهد لب ریزست
بعهد ما همه یا عقربند یا زنبور
باین جلال کمال ار روی بباغ بهشت
ز شرم معترف ایند حوریان بقصور
ز سنگ قدر تو ار برسهل یک زخم
بروی خاک در افتد سبکتر از پر مور
بغیر وصف تو حرفی نمیخورد در کوش
زبسکه ذکر تراکسی کند مذکور
درین زمانه همه هیچ و دو تیره دلند
توئی که از دل روشن سراسری چو نور
تو همچو طفلی اعدای باطن عالم
تو همچو باز سفیدی و دشمنت عصفور
چو قشس زیر کف پای تو سر دشمن
چو سایه در قدمت میدود خوشی سرور
ز دل بحت دل تو باد تا سر سخت
عروج دشمن تو باد دار چون منصور
کسی که با تو کند همسری تن مورش
بپنجه دو شه با دا بسان سمر قتور
بر آستان تو گردن کشان شهر و کُشور
روی عجز نهند بر زمین کلاه غرور
کجد منت و علامند حهیچ و سام بها
که هست نام یکی عنبر و دگر کافور
کسی که مست ز جام شراب لطف تو شد
چو چشم یار نگردد بعمر خود مخمور
گهی بشیره و که در سبو شود پنهان
ز بیم دامن پاک تو دخت انگور
بستان های ترا محرر ز روی شرق
چو سایه بوسه زند آفتاب از ره دور
زبسکه منت احسان تو کشد گردون
خمست پشت فلک زیر بار چون دوتا
بچشم قهر اگر بنگری بجانب کوه
خرد چو مرد مک او نمیشنت بدیده مور
کمی چو م لقلب حقایق اشیا
بسان شعله رود آب از دهان تنور
ز حضرت نمک قدر و جاه منزلتت
چو لاله داغ دل دشمنت شود ناسور
ز پس خنجر الماس گون تیز دست
شده ست صارم مریخ کند چون ساطور
ز آب سنه تو باز دیدۀ اسلام
ز آب شنه تو حبز قلبنار قور
بحر لطف تو ران غوطه میخورم هر دم
که هست حامل در و گهر دل در دور
زبان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
