Machine transcription
صحیفه ٦٦٥ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
بود به امدادم شتاب نمود ! در همانحال سکرات الموت خود چشمم
بدریا افتاده دو نفر قایقچی خود مانرا دیدم که در میان چنبرهای رابری که
از واپور برای شان انداخته شده بود درامده بودند ، و دو نفر دیگرشان
هنوز در روی موجها بشنآوری دوام داشتند و خود را بچنبر رسانیده نتوا
نسته بودند . از قایق اثری هم در بحر نبود ! . . .
در اثنائیکه عبود بگرفتن بازویم ، و کشیدنم از بحر کوشش مینمود يك
موج بزرگی از زیر پایم آماسیدن گرفته تا به قدمه های پنجم و ششم واپور بالا
برامد که شدت برخاستن موج بقوت تمام مرا بر قدمه زینه واپور پرتاب نموده
و پیشانیم را بشدت غیر اختیاری بدیوار واپور زده از شدت درد ، و هیجان
و اضطراب فوق العاده از خود در گذشته بیهوش افتادم ! . . . . .
وقتی که بهوش آمدم خود را در يك اوثاق زیرین قومانده بريك فرش
خوابگاهی افتاده یافتم . اول چون چشمم باز شد برسیمای مردانه جسورانه
کپتان عبود افتاد که با قاشق در دهنم دوا میریخت . اول سخنی که از
دهنم برامد این بود : « الحمد لله ! تشکر میکنم کپتان عبود ! زود خبر
بدهید که رفقای ما رهائی یافتند ؟ »
گفت — بلی الحمد لله ! خود را چسان می یابید یا حضرت البیگ ؟
گفتم — بجزيك سستی اعضا و ناتوانی قوادیگر ناگواری در طبیعتم نمیبینم .
گفت — خیر است. این سستی و رخاوت از رفتن خون بسیار است .
گفتم — آیا بسیار خون ضایع کرده ام؟ چرا که من از خود خبر ندارم که بعد
از غرق شدنم چه پیش آمده است ؟
گفت — شما غرق نشدید موج شمارا بر زینه واپور انداخت به
تعجب افتاده گفتم :
— آیا من در بحر غرق نشدم، و شما مرا از بحر بیرون نکشیده اید ؟ حالا تکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
