Machine transcription
صحیفه ٦٥٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
از ین بیعلمی ما دولت همسایه خاین و غدار ما یعنی انگلیز استفاده
کرده ما را بتمام عالم حکومت غیر مستقل وتحت حمایت خود نشان داده است،
و ما هم چون از بیعلمی خود، معانی آزاد ومستقل و نیم مستقل وغیر مستقل را
ندانسته ایم ساکت مانده در پی این و آنش نگشته ایم و تنها بيك لاف و گزاف
خشك وخالی اکتفا ورزیده ایم .
گفت – بلی راست میگوئید ! این انگلیز پدر لعنت ملعون درینجاها هم
دایما برماها حق سیادت ورعیتی خود را ادعا میکند . واکثر مردمان ماهم
از جهالتی که دارند به تشویق قونسلهای آنها به گرفتن تذکره وپاسپورت انگلیزی
رسماً تابعیت انگلیزی را قبول میکنند . آه ! این يك درد جانخراشیست که
همیشه دل مرا پر خون داشته است . خدا قهر کند انگلیزها را ! خدا بردارد
جهالت را ازما ! ما هنوز طفلی هستیم که بدنیا آمده ایم . از دربار خالق فعال
لمایرید میخواهم که همه ترقیات ومظفریات را بپادشاه غازی رها دهنده
ناموس وطن ما را از چنگ دشمنان امیر عبدالرحمن خان عطا فرماید .
والحاصل جناب ملا و چند نفر افغانان دیگر مرا تا به لب دریای بندر
مشایعت نمودند. در انجاچون بطرف بحر نظر کردم بی اختیار موهایم بر بدنم
راست گردید . آن بحریکه صبح در وقت آمدن مانند يك اطلس خارایی
مینمود ، درین وقت بيك تپه زارپست و بلندی تحویل یافته . دوری مسافه
واپور ، موجهاى دهشت آسای این بحر پر شر وشور سنگلاخهای پنهانی راه
از چنان تهلکه های عظیمه نبود که انسانرا بلرزه نیندازد . اگر شرم و
غیرت افغانی نمیبود ، و در پیش این افغانهای خود سبک و بی آب نمیشدم با وجود
شوق و آرزوی زودرسیدن خانه ، واز دست برآمدن صندوق و اشیائیکه
در وا پور داشتم ازین سفر مهلك صرف نظر میکردم . ملا جلندر گفت :
- بحر بسیار خرابست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
