Machine transcription
صحيفه ٦٥٩ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد سوم
گفتم — چه چاره ؟ باید خود را به واپو برسانم .
گفت — خدا خیر پیش کند .
وقت یک و نیم بجه رسیده بود، یک باد شمالي بسیار شدیدی در وزيدن
بود . موجهای دهشت انتمایی که از طرف بحر بقوت باد يك بر دیگر بالا
برامده و از پی هم دویده بسوی ساحل می آمد، و بقوت و شدت تمام باخر
سنگهای کنار بحر مصادمه میکرد آبهای آن گاهی بقدر ده پانزده گز بالا
برامده و کف سفید مهیبی حاصل کرده جگر ها را صداهای پر هیبت
آن بلرزه می آورد .
و الحاصل در صدد جستجوی يك قایق متین ، و قایقچیان مهارت
کین افتاديم يك قایقچی کهنسال تنومند چشم چقور ریش تراشیده بزرگ
برونی پیش آمده و دستهای ملا جلندر را بوسه داده گفت :
— این مهمان شمارا من بوابور میبرم بر دیگر قایقچیان اعتماد نکنید.
زیرا بحر را می بینید که چسانست ؟ ذاتا دیگر قایقچی را که جسارت بر
رفتن کند هم نخواهید یافت .
ملا جلندر بمن رو آورده گفت :
— آقای من! در ینوقت برای شما دو کار است : یا اینکه از رفتن صرف
نظر میکنید که اواز و بعقل نزدیکتر هم همین است . یا اینکه تهلکه را بچشم
گرفته و توکل بر خدا کرده میروید . اگر بهمه حال رفتنی باشید بر (عبود
الدقیر ) آغا اعتماد کنید که در فن خود مهارت کامل دارد . و مانند دیگر
قایقچیان این بندر که مشتری را در نیم راه در یافت کنند نیست .
گفتم — سبحان الله ! مگر قایقچیان اینجا این صنعت را هم دارند ؟
گفت — بلی ، این مشهور است . مثلا در اول با مشتری از بندر بيك
مجیدی بردنش را به وابور کوتاه میکنند چون به نیم راه برسد، میگوید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
