Machine transcription
صحيفه ۶۱۸ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد سوم
با تو یکجا محو خواهم کرد .
و غیر ازین نیز بسی سخنان عاشقانه خائنانه و اوضاع عجیبه نشان داده برآمد . بعد از یکدقیقه باز شوالیه ز ژرمن در دالان از دروازه شیکه برآمده بود در آمده بر چوکی در پیش میز نشست . و چند غزلهای فراقیه حسر تانه در فراق شوهر خود سروده و سر خود را در میان دو دست خود گرفته آرنجهای خود را بر میز نهاد .
بقدر یکچند ثانیه بهمین وضع دلنشین مانده بود كه يك خدمتگار ریش جو گندم بسیار خوش سیمای با آدابی درآمده و بیکصدای لرزانی از آمدن جنرال و آرزوی ملاقات او باشوالیه ژ بیان نمود .
شوالیه ز ژرمن يك اشمئزاز و استکراهی نشان داده بيك جدیت بسیار متأثرانه از بد آمدن و استکراه کردن خود از جنرال بیان نمود و بدل بدی و استکراه گفت بیاید .
جنرال درآمد ، و تا بزمین خود را خم کرده عرض تعظیمات نمود . و بنابر اشارت شوالیه ژ بر چوکی شیکه دور از شوالیه ز گذاشته شده بود نشست .
مكالمات و وضعیتها شيكه بقدر چهل دقیقه از جنرال و شوالیه ز درین فصل جریان نموده تصویر و تحریر كردن یکان یکان آن از دایره سیاحت نامه نویسی ما خارج افتاده. لهذا خلاصته میگوئیم که نتیجه این مکالمه ها به این منجر شد که جنرال در پیش روی شوالیه ز زانوی عجز و نیاز بر زمین نهاده و اعلان عشق نموده ، طلب وصلتش را نمود و شوالیه زبکمال نفرت و کراهت طلب او رارد و خودش را لعنت کرده از پیش خود براند .
بعد از برآمدن جنرال ، شوالیه ز ژرمن خدمتگار پیر خود را خواسته درد دل خود را به او ریختن گرفت . در حالتیکه خدمتگار در حضور شوالیه ز ایستاده و بکلمات تسکین آمیز او را دلداری مینمود دفعه جنرال در
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
