Machine transcription
صحیفه ٦١٧ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
اینرا گفته زوج وزوجه هم آغوش شدند وبقدر یکچند ثانیه دست
بگردن همدیگر و روهای خود شانرا بسینۀ همدیگر مانده رول یک وداع بسیار
جانخراشی را بخوبی بجا آوردند که درین اثنا جنرال نیز نوکهای نخیۀ خودرا
بلبهای خود برده ووضع بوسه گرفتن را نشان داده بنظرهای خائنانه و اوضاع
ابلیسانه زود برامدن شوالیه را آرزو مینمود .
بعد از چند ثانیه شوالیه وشوالیه ز از هم جداشده شوالیه ز بيك نغمه
بسیار محرق مقام حجاز اینچند شعر را خواند که مضمون آن به اینصورتست :
— شوالیه ، زوج عزیز من! برو ترا بخدا و ملائکه های سما سپردم . وطن
مقدس است. محافظۀ آن برای تو بدرجه محافظۀ ناموس من الزمتر است وطن
که بدست دشمن بیفتد حیات چه بکار است. برويد شوالیه ! من بفراق
شما بادل خود حرب میکنم . صبر وطاقترا پیشه میگیرم .
شوالیه باز زوجه خود را بوسیده و ( بآمان خدا ) گفته برامد ،
جنرال نیز در اثنای برامدن بازميك نظر خائنانه انداخته از عقب شوالیه برامد .
شوالیه ز آه گفته وبر يك كوچی خودرا انداخته بگریه آغاز نهاد. وبقدر
يك دو دقیقه بهمان حال مانده برخاست و یکچند غزلهاى فراقيه بسیار
جگرسوزی را بيك نغمه بسیار شیرین مقام راست خوانده ازيك
دروازه دیگر از دالان برآمد .
کف زدنها، و آهها ، و تحسینهای سیرکننده گان سقف بنای تیاتر
خانه را به اهتزاز آورد .
بعد از يك دقیقه پردۀ دروازۀ دالان که شوالیه و جنرال از ان برامده
بودند بالاشده جنرال بيكوضع خائنانه درامده و بمر هر طرف يك نظرى
کرده به نغمه مقام نهاوند گفت :
— آه زير من ! بيك نظر بر تو دلباختم ! با بتو خواهم رسید، و یا خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
