Machine transcription
صحيفه ٦٠٥ سیاحتنامهٔ سه قطعه روی زمین جلد سوم
سبحان الله ! تسلط اجنیتی غیر دین بر وطن چه نتیجههای مدهشی میبخشد! خدیویت، امارت، سلطنت، ثروت قارونی، عظمت و شوکت فرعونی، عیش و عشرت خسروانی، ذوق و صفای بهرامی آیا بعد از مطیع بودن بقانون اجنبی چه ثمره خواهد داد! حقیقتاً این محاکمات و نظریات بر دلم يك كوه سنگین حسرت و قساوت را فرو آورد؛ و نظر به اخوت اسلامی موجب حسرت و کدورت بیشمار طبیعتم گردید. اما دلم را بهمینقدر تسلی داده نو افسته با خود گفتم: (سخن مانند حماد الاسود رهنمای این کوچه کارها را چه اعتبار! که میداند که این حکایت او يك صنیعه خود تراشیده گران فروشی متاعش نباشد؟)
عرابهٔ ما در ینوقت از يك جادهٔ بسیار باصفای فراخ و ممدودی که دو طرفهٔ آن باعمارات بسیار بلند و خوش زیب عالی محاط بود قطع مسافه داشت. ازین جاده بدست چپ در يك بازار از جاده گمتر بسیار پرجوش و خروش با ازدحامی درآمد که دو طرفه عمارات آن بيك طرز و سیاق ساخته شده بود و از چار و پنج طبقه کمتر عمارت درین بازار نبود. دکانهای آن همه عبارت از پرچون فروشی و مأکولات و سائره بود. اکثر مردمان دکانها و روندگان و آیندهگان این بازار حتی بعضی زنهائیکه از پنجرههای عمارتها معلوم میشدند از مردمان اسلام مصر و اسکندریه و زی و قیافت خود مملکت دیده میشدند رفته رفته ازدحام خلق بیشتر میشد. صداهای سازهای مختلف نیز از جهت مقابل بگوش بر میخورد. تا آنکه در پیش روی ما قوسهای بلند بلند طاق ظفر مانند مصنوعی پدیدار گردید که با قماشهای رنگارنگ و قندیلهای کاغذی و شیشه یی ملون و گلها و برگهای نباتات مختلفه تزئین یافته بود. دو طرفهٔ بازار نیز بقدر بیست سی دکان با بیرقها و قماشها و هزارها قندیلها و لامپه ها و شمعدانها و سبزه ها آراسته و پیراسته شده بود. سه طاق ظفر که یکی در مدخل و یکی در وسط و یکی در مخرج يك قسم محدود بازار وضع شده بود از وسط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
