Machine transcription
صحيفه ٦٠٦ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
آنها لامپه های بزرگ صد و پنجاه نمبری آویخته شده بود که همین قسم بازار را
از روز روشن تر داشت . در بال قونها و پنجره های طبقه های بالائی
خانه های طرفین بازار - پرده ها و قاشهای ابریشمینی آویخته شده بود و
خواه در بالقونهای بالائی و خواه در دکانهای پایانی فرشهای قالینئی اعلا
گسترده شده و چوکیها ومیز ها در ان گذاشته شده بود . در پیش روی
دکانها از دو طرفه بازار تختهای چوبی کناره داری گذاشته شده و با فرشهای
اعلا، فروش شده و همه آنها و دکانها و بالقونها با مردمان مصری و اسکندرانی
پرو مملو بود . سازهای گوناگون مانند داول و زورنا ، وباجه خانه و
طاقمهای سازنده و خواننده و در بعضی بالقو نها طاقمهای ساز بارقا صه
های پریچهره در خواندن و نواختن بودند .
از حمادالاسود کیفیت این هنگام ، و جشن پر شور و شغف را پرسیدم
گفت - جمعیت عروسیست .
گفتم - آیا اینها از خود خانه ندارند که در بازار عروسی میکنند ؟
گفت از عادات مردم مصر و اسکندر به است که جمعیت عرس شان
در بازاریا کوچه هاء میشود . علی الخصوص که خانه و دکان این صاحب عرس
نیز در همین بازار است که نامش (السید عبد الله العشيق) ، وتاجر بزرگ
پشمینه فروشیست .
والحاصل عرابه ما به بسیار آهستگی از بازار پر زینت مذکور برفتن
مجبور گردید که این آهسته رفتاری آن برای سیر و تماشای ما مساعده خوبی
مینمود . مردمانی که در دکانها و تختها و بالقونها بودند همه بالباسهای خو بترین
خودشان ملبس و بنوشیدن شربتها و قهوه های یکی هم ، و صحبتها و خنده
های خود مشغول بودند در پيش يك د كانى كه يك تخت بسيار بلند تر و
از طاق ظفرها آرایش یافته تر گذاشته شده بود مردم انبوهی جمع آمده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
