Machine transcription
صحیفه ٥٩٤ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
شریف ، و دو تکت در جۀ سوم برای ابو محی الدین و غلام بسیار کاهل
حبشی جناب شریف گرفتم . ابو محی الدین و حوایجبش را جابجا کرده
حضرت پدر را تا واغون درجۀ اول شان مشایعت نمودم . و در پیش در
وازۀ واغون من دستهای مبارك شانرا و حضرت پدر از جبهۀ من بوسیده
يك وداع بسيار جانسوز دلخراشی از هم نموديم .
قطار بعد از يك دقيقه حركت نمود . چنان گمان بردم که طایر روح
من نیز با آن پرواز نمود . سیلابۀ اشک چشمانم را پوشیده قطار از نظرم
پنهان کردید . حسرت فراق حضرت پدر در هر سفر حواس و روح و
جودم را ابتر و زیر و زبر نموده. اما درینبار از همه سفر ها زیاده تريك المی بر
دلم رسانید . زیر ادر دیگر بارها یا حضرت پدر در خانه مانده اندو من مسافر
شده ام، و یا آنکه ذات بزرگوارانه شان بسفر رفته من در خانه مانده ام .
و یا آنکه بمعیت خود شان یکجا از خانه برامده و بازیکجا بخانه آمده ایم .
اما جدائی در اثنای سفر این اول بار است که بوقوع می آید .
والحاصل بادل پاره پاره و چشمهای اشك آلوده از ایستگاه برآمدم .
ويك عرابۀ گرفته یکسر به بندر آمدم در انجا اگر چه خود حماد الاسود
را نیافتم ولی یکی از قایقچیانی که ما را آورده بودند یافتم که با صندوق اسباب
من در زيريك بارقی نشسته بود . چون مرا دید (آمدید) گفته استقبال
نمود از حماد الاسود پرسیدم :
گفت — خانمها رابه اوتل رسانیده پس آمد ، ولى يك مشترى پيدا
شده آنرا بواپور تمساوی که بطرابلس غرب میرود برد. حالا....
سخنش را قطع کرده گفتم — چه گفتید ؟ واپور تمساوی که بطرابلس
غرب میرود ؟
گفت — بلی، بعد از دو ساعت يك واپور تمسه از يجا بسوی طرابلس، -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
