Machine transcription
صحيفه ٥٩١ سياحتنامه سه قطعه روی زمين جلد سوم
گفتم – نمبر قایق و اسم خود تانرا بدهید که قید دفتر کنم .
قایقجی از جیب خود يك جزدان و از جزدان يك کارتی براورده بمن داد . برکارت مذکور نمبرقایق (۱۸) واسم قایقجئی آن ( حمادالاسود ) نوشته شده بود. کارت مذکور را نگهداشته در پیش عایله آلمدیده که در انطرف همه یکجا نشسته و حوایج شان بر میز در پیش روی شان گذاشته شده بود نزدیکشده گفتم .
والده ، همشیره ! این قایقجی حماد الاسود شما را بهمراه حوایج تان به بندر میبرارد . تذکره های راه شما را قید میکند ، و شما را به يك اوتل نزديك بندر میبرد و برای شما يك دایره مخصوص میگیرد. خود من بهمراه حضرت پدر خود تا به ایستگاه راه آهن میروم . و بعد از انکه ایشان سوار شمند و فر شده روانه شوند من بخدمت شما میرسم و باز در باب واپور پیدا کردن و سایره خرف میزنیم .
زهرا خانم – امان اولادم ! به اینقدر زحمت خود را برای ما گرفتار میکنید ، آیا ما بچه صورت از عهده شکر گذاری شما خواهیم برامد . مارا بگذارید . خداوند مددرسان عاجزانست ، تکلیف و زحمت شمارا هیچ روادار نیستیم .
گفتم – والده البته که ذات اقدس آلهی مددرسان عاجزانست از جمله مددرسانیهای اوست که در چنین حال غربت این عاجز شمار ابفرزندی و خدمتگذاری شمار سانید . در دلم بدرجه ئیکه همشیره و والده اصلی خودم باشد بشما يك محبت و شفقت القانمود . رجا میکنم اسم تکلیف و زحمت را بر زبان میارید . چنانچه عرض میکنم قبول فرمائید .
لامعه خانم ، بيك بيبا کی سرورانه برادرانه گفت :
برادر عزیز من (محمود) ! راست میگوئید این همه تجلیات حکم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
