Machine transcription
صحیفه ۵۹۲ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
الهیست . شما از افغانستان، ما از استانبول دريك واپوربهم تصادف كنيم،
و باز بيك محبت صمیمانه همدیگر خود را برادر بخوانيم بجز حكمت الهی
دگر چه چیز است . برادر ! عرض خدمت ترا قبول كرديم . از دل
سوخته برایت دعا میکنیم هر چه شما مناسب به بينيد قبول دا یم .
گفتم – تشکر میکنم همشیره .
حمادالاسود را گفتم :
برو کشتیبانان و کشتیت را حاضر كن خانمهارا بااشیای شان در
قايق جابجا كن . بعد ازان ماخواهیم برآمد .
حمادا لاسود ( على الرأس والعين ) گفته ببالا شتافت و بعد ازيك
کمی باسه چار نفر کشتیبانان چست و چالاك آمده حوايج و اشیای آنها را
و ازمارا برداشته ببالا برآمدند . ما نیز با همه افراد عايله و ابو محی الدین در
عقب آنها بالاشديم .
حمادالاسود را تنبیه کردم که خودش عایله را در کشتی خودبردارد،
و ابومحی الدین وحوا بجش را در ديگر قایق بگذارد و خود با دو قایقجی
دیگر بحضور پدر آمده و از حاضر بودن قایق خبر داده يكجا از زينه واپور
فرو آمده در قایق نشستیم . و درظرف يكدو سه دقیقه در پیش زینهٔ
سوك سنگ بست ریختم لیمان یعنی بندرگاه شهر شهر اسکندریه برآمديم.
معامله دیدن پسا پورط یعنی تذکره راهداری و گمرك و صحيه
را بظرف نیمساعت به انجام رسانیده ، و دو عرابه گرفته حضرت پدرو
جناب شریف زین العابدین افندی وبنده دريك عرابه و ابو محی الدین
وحوايجش در ديگر عرابه نشسته یکسر بسوی ایستگاه راه آهن روان
شدیم . حمادالاسود نيز معامله معاینهٔ تذکره و غيره عايله را اجراو از
راه دریاآنهارابه سوی او تل ناپولی روانه نمود .
منظره يك حصه ازبندر گاه اسکندریه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
