Machine transcription
صحيفه ۵۷۷ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
پیش ازین نوشته بودید که اگرچه پدر و اقربا و تعلقات تان شما را بر ازدواج
دخترعم تان اصرار میکنند ولی شما بر وفا و وعده خود ثابت قدم بوده اصرار
شانرا بیکار میمانید .
« جان من برلان ! بشما يك خبر فلاکت آوری میدهم مرا عفو فرمائید .
دنيا بيك حال نمیماند . هر زخم بمرور ایام التیام پذیر میشود . جراحتی که
عشق و محبتت بر دلم کشاده بود بهم آمده عشقت در دلم وفات یافت . نامیرا نید
مرا ازیاد خود ببرید .
« برلان ! من يك زوجه لایق بشما شده نتوانستم مسلکی که دران
سالک بودم مرا بر حال خودم نگذاشت . مادرم نیز بجز اين يك هیچ آرزوی
نداشت که مرا دایما در لباسهای فاخر ابریشمین وزیور و جواهر ثمین
مستغرق به بیند . جوانان توانگر بر من هجوم آوردند . قلبها و طلاهای
بسیاری بمن از هر هر طرف تقدیم شدن گرفت . ولی تا یکمدتی ثبات
و پایداری نمودم بعد از ان نتوانستم . در عالم سفاهت پویان شدم . در بسی
آغوشها خود را پرتاب نمودم .
« برلان ! مرا عفو کن! بکمال عافیت با دختر عمت ازدواج کن . برای
مسعود شدنت دایما دعا میکنم . کامیلیا »
بعد از خواندن هر دو مکتوب ماد موازا کامیلیا گفت :
- حالا دانستید بیگ افندی ! خدمتیکه از شما طلب میکنم همینست
که این رول خود را بکمال مهارت اجرا نموده و بعد از کشف احوال یکی
ازین دو مکتوبها را با انگشتر به او بدهی . و کیفیت را به پته و عنوانیکه بشما
میدهم در اسکندریه برای من بنویسی . چسان آیا قبول کردید این
تکلیف مرا ؟
گفتم - بسر و چشم قبول کردم ! من خبر ازدواج و عدم ازدواج
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
