Machine transcription
صحیفه ٥٧٥ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
عظیمه در حق ما طایفه بیچاره نسوان میپرورانید ! آقای من! چنانچه داکتر
ها از علایم خارجی بیمارها بامراض داخلی انسا نهایی میبرند این عاجزه
دست بسته شما را نیز در باب شما مردان چنان مهارت و ملکه حاصلشده که
بمجرد دیدن علایم و جریه تان و شنیدن کلام تان میدانم که حسبات شما چیست
و میل و توجه شما بما طایفه عاجزه بچه درجه است ! از وقتیکه باشما بسخن
آغاز کرده ام از کشف ما فی الضمیر شما یکدم خالی نبوده ام . چشم تان تان بچنان
یک نگاههای گرم پر شوقی بسوی لب و زنخ و غبغبم نظر میکرد که گمان میبردم
بامژگانها آنرا مکیدن میخواهد . آغوشت هردم بخمیازه هم آغوشی ام
بی اختیار باز میگردید ، در زبانت يك رکاکت و لکنتی پیدا شده سخنت را
شکسته و ریخته برون میریخت . گاه گاه در تمام وجودت يك رعشه پیدا
میشد . آیا همچنین نیست ؟ اگر بگویی که نی دروغ گفته خواهی بود.
امر میکنم ، اعتراف کن ! . . . .
مادمو ازل این سخنانرا بچنان يك نطق جربزه داری میگفت که از
حیرت بحیرت می افتادم . گاهی خودم را در اوپه رای بزرگ پاریس در
تماشای يك آقتریسی که رول تجسم دادن الهه حسن و جمال یعنی (وه نوس)
را در عهده گرفته باشد مبهوت میدیدم ، و کاهی چنان میپنداشتم که
من خوابم و در خواب با او این گفتگو را میکنم .
گفتم - مادموازل ! جاذبه مقناطیسه که در وجود لطافت آلودشما
طایفه اجسام لطیفه بشریه مخلوط شده تنها من نی بلکه پدر ما آدم، نی نی
بلکه همه کائنات در پیش جذب عشق و محبت آن تاب آوره قاومت نمیشود.
علی الخصوص در پیش مانند شما يك پریچهره معدن ملاحت . اعتراف
میکنم که مغلوب ، محکوم ، اسیر شمایم بهر امر شما حاضرم !
گفت - ها ! همچنین بگو . . . حالا بشما در باب تکلیف خود، و مکافات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
