Machine transcription
صحیفه ٥٦٠ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد سوم
افتد. تکلم و تقریر شما را دلپذیر می بینم، و قوهٔ قلمیهٔ شما را بدرجهٔ که حسبات مشهودات و مسموعات خود تانرا تحریر و تصویر بکنید تصدیق میکنم. لہذا بجز آنکه شما را ادیب بگویم دگر چیزی گفته نمیتوانم.
گفتم — حسن ظن و توجه التفات شما را رد کرده نمیتوانم لهذا من هم بجز تشکر دگر گفتنی نمییابم.
درین اثنا شیخ ابوالنصر بسخن آغاز کرده گفت:
— یا حضرت البیگ! غانم افندی فن ادب را یك (كائنات) تصور نمود، و باز آنرا تنها به دلپذیری شیوهٔ تحریر و تقریر و تکلم تنزل داد که مقصدش ازین مسئله اگرچه ظاهراً مدح و ستایش شما بود ولی معناً خودستایی ذات خودشان بود. زیرا در خطهٔ مصریه جناب شان محرر یگانه و شاعر فرزانهٔ عصر خود میباشند اشعار آبدار شان همهٔ بدایع و و لطایف ادبیه را جامع میباشد، و به این قوتی که در تحریر و صفوتی که در تقریر دارد خودشانرا ادیب کامل، نی نی بلکه یك كائنات میشمارند. قاح قاح، قاح، قح، قح قح!!!
بنابرین قهقهه های شیخ همه اهل مجلس را یك خنده و بشاشتی حا صلشده مجرای بحثی که جاری بود به دیگر سخنان تبدیل یافته بنابر رجا های حاضرین جناب شیخ حسن افندی یك عشر از قرآن کریم را بيك لهجه و صوتی قرائت نمودند که بی اختیار مرا بگریه آورد. خلاصه بقدر یکساعت همراه این افندیهای مصری صحبت نموده بسوی سطح درجهٔ اول آمدم حضرت پدر را در دالان سيكريت کشی باجناب شریف مکی گرم صحبت دیدم. سلام داده از امر و خدمت شان جویا شدم. فرمودند:
— هیچ چیزی احتیاج ندارم فرزند! چای ما را ابو محی الدین بوقت دیروز بیارد. زنگ طعام نواخته شده شما بروید طعام بخورید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
