Machine transcription
صحیفه ٥٦١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
سلام داده بدالان بزرگ آمدم . مسافرین درجه اول همه کی در
دالان بزرگ جمع آمده بودند . و به اتفاق آرا طعام خوردن خودشانرا
درینجا خواهش و آرزو کرده بودند . سفره بزرگی در وسط دالان
گذاشته شده بود . مسافرین بر اطراف آن نشسته بودند . چوکئی
خود را خالی یافته بران نشستم . مادام فرانسوی و پاپاس دیگر که رفیق
مهتدی محمد دین بود نیز حاضر بودند . مادام و موسیوای فرانسوی در عالم
خودشان بمکالمۀ شیرینی مشغول بودند که از اوضاع و حرکات مکالمهشان
شاعرانه بودن آن پدیدار بود . مادام و موسیوای انگلیزی چنان معلوم
میشد که بمصاحبۀ جدئی خانه کثی خودشان مشغول بودند . چوکئی
من که بمقابل مهتدی محمد دین و در پهلوی پاپاس رفیق او تصادف نموده بود
طبعاً برای مکالمۀ مابین با همدیگر يك زمینی تشکیل داده بود .
اول در مکالمه را محمد دین بازکرده پرهزانته یعنی معرفی ما و رفیق
خود را نمود . نام این پاپاس (پوروفیسر آلبرت) بود که او نیز فرانسوی
الاصل است ، و در یکی از مکتبهای پاریس معلم است ، و درینوقت برای
سیاحت آثار عتیقهٔ خرابهزارهای ( تدمر ) و ( بعلبك ) بطرف سو
ریه میرود . و بعد ازان خیال دارد که تا به بغداد رفته خرابهزار شهر بسیار
قدیم (بابل) را نیز سیاحت کند . بجز زبان فرانسوی و يك كمی ایتالیائی ،
وروسی بدیگر زبان آشنا نیست .
مهتدی محمد دین افندی را گفتم :
— آیا در پیش روی رفیقتان شمار ابنام اصلیتان خطاب کنم یابنام
جدیدتان ؟
گفت — نی مرا بنام خودم ( محمد دین ) خطاب کنید . من به نفس
خود حر و آزادم . ذاتاً آزادی ادیان قانون لایتغیر تمام اروپاست . هر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
