Machine transcription
صحیفه ٥٤٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
یعنی زوجه پسر بزرگم (مصطفی) بیگ است که پنجه غدر و ظلم استبداد او را
از آغوش مادر ربوده بچه های بسیار دور انداخته و ما را بفراق او در خاك
و خون نشانیده . یعنی ماعائله فلاکت دیده يك (منفی) میباشیم . چسان
بیگ افندی ! آیا از مارم نخوردید ؟
گفتم - عفو بفرمائید خانم والده ! بالعکس رم نی بلکه پیشتر از
اولینسخن شما موجب رقت قلبم گردید ، و علویت شما بیشتر در نظرم
جلوه نمود . زیرا محقق میدانم که منفیان این زمان همان اشخاصیست
که فدائی شرف و شان وطن هستند .
گفت - این است که جگر پاره ام (مصطفی) نیز فدای همین شرف
وطن گردیده است .
اینرا گفته زهر اولا معه خانمان هر دو سیلابه سرشك آتشین خودشانرا
جریان دادند . بعد از لحظه باز بسخن آغاز کرده گفت :
- آه ! اگر زبانم یاری دهد ، و دلم توانایی که این سرگذشت الم انگیز
خود را تصویر بتوانم !
گفتم - خانم والده ! رجا میکنم ، بسیار خود را آزار ندهید می بینم
که اینحکایت شما را متأثر میسازد . از نقل آن صرف نظر کنید . اینقدر شکر
کنید که مصطفی بیگ بر حیاتست . دنیا بريك حال دوام ندارد ممکنست
که باز با اولاد خود ملاقی شوید . این را بگوئید که حالا نیت رفتن بکجار ادارید ؟
لامعه - افندم ! شوهرم را پنجه خونین (عبد الحمید خان) ظالم نفی
کرد ما خود را خود در عقب آن نفی کرده ایم . یعنی در پی او تا به طرابلس
غرب و از انجا تا به (فیزان) نام منفای جهنم آسایی که در نزديك حدود
صحرای کبیر افریقا ست میرویم .
گفتم - شوهر شما از صنف ملکی بود یا عسکری ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
