Machine transcription
صحيفه ٥٤٧ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
باب اخذ يك انتقام مدهشی باهم سر گوشی میکردند. دهن افقی یکقدری
فراخ نوك تاب خورده آن در میان دو لب نسبت بر خسارش سرختر که
در زیر لب زیرین و بالای سیب زنخدان آن يك چقورکی بسیار لطیفی پیدا
شده بود در اثنای سخن گفتن نوکهای دوصف دندانهای سفید منظمش
را نشان میداد . والحاصل این زن که عمرش از بیست تا بیست و پنج تخمین
ميشديك مجسمه حسن و ملاحت بود !! نی نی بلکه يك هیکل حزن و
فلاکت مینمود !
خانم پخته سال تقریباً سی و پنج چهل ساله يك زن اصیل چهرهٔ تمکین
با تمکینی بود که قوۀ نطقیه بلیغانه اش بر ذهن سامع يك تأثیری میبخشید .
خانم پخته سال بسخن آغاز کرده گفت :
— افندم ! شما بما نیکویی کردید . در حال اضطراب و پریشانی ما بما
امداد و معاونت رسانیدید . که اینهم از نتیجه اصالت و خاندانی شماست .
زیرا محی الدین آغا شما را بما شنا ختانده است — حالا ما نیز خود را بشما باید
بشناسانیم . به بینم که بعد از شناختن نیز بما نزدیکی وروی التفات خواهید
نشانداد یا مانند مازدیده از مارم خواهید نمود ؟
از ینسخنان خانم ترکی استانبولی نژاد بحیرت رفتم. و با خود گفتم
که مبادا بعضی اسرارهای متعلق ناموس عائله شان باشد که اینچنین
میگوید . لهذا گفتم :
— خانم والده ! هرگاه حکایت شما کدام اسراریکه متعلق عائله باشد
شنیدن آن برای من لزوم ندارد .
گفت -- نی ، اینچنین نیست . اول از اسم خود شما را خبر میدهم .
نام من ( زهرا ) نام آروس من ( لامعه ) خانم است فؤاد مجروح ، و
( نظيره ) كوچك اولادهای خود منست . ( لامعه ) بیچاره رفیقه حیات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
