Machine transcription
صحیفه ٢٥٩ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
آهسته آهسته آفتاب جهانتاب خاوری از طرف شرق بالشکر حشمت پرور نیزه دار شعاعات حیات پرورتی خود برای بیدار کردن محبوبه شیرین کار استانبول همچون پری بسوی افق شرقی تقدم میورزید.
رفته رفته شعاعات پر تو نثار شمس جهان آرا آئینه های عمارات و قصر های طرف (سرای برونی) و (قاضی کوی) و (اسکدار) و (چاملیجه) را بايك قسمی از بحر بدرخشیدن آورد. دمه های کثیف از حرارت حیات نثار شمس جهان آرا محو شده پری بمثال شهر، با همه حسن وملاحت خود عرض دیدار نمود.
سواحل جهت آسیای این شهر شهیر بینظیر از حد دماغه که آنرا (دفتر دار برونی) میگویند تا بسر تپه (چاملیجه) نام موضع دلفزا در پیش نظرم جلوه مینمود. از جهت (استانبول) که او رو پاست از حد دماغه که آنرا (سرای برونی) میگویند، تا بمدائره عدليه ويك قسمى از جامع (ایاصوفیه) و بعضی از مناره های جامع (سلطان احمد) پدیدار میگردید که ما بقای جهت استانبول را تپه های بزرگ سبز و خرم پر عمارت (نشانطاش) و (پانغالتی) و (تقسیم) و (بيك او غلى) باعمارات عظيمه، وقصرها و بازار های جسیمه خود پوشیده داشته است.
من بنظاره این مناظر بدیعه پیشگاه نظر خود مشغول بودم و در لطافتهای بدیعه آن مستغرق خیالات شاعرانه خود گردیده بودم که مهما ندارما (سعید بیگ) از در درآمده (صباح شریف شما بخیر باد.) گفته از احوال ما پرسید.
گفتم — بسایه شاها نه الحمد لله براحت تمام بسر می آریم!
گفت — بیگ افندی! امروز جناب شما را سحر خیز می بینم، وازا نر و منهم چون شما را در دالان دیدم آمدم.
گفتم -- برادر دیشب وقت تر خوابیده بودم از انرو وقت تر بیدار شدم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
