Machine transcription
صحیفه ٢١٤ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
که از ارباب رتب ممتاز است نیز با ما نشسته از لوازمات مهما نداری لحظه فرو
گذاری نمیکرد . درین اثنا که دو ساعت بشام مانده بود حضرت پدر فرمود:
- ما و تو هم عجب بیوفا مردمی هستیم !
گفتم - ندانستم پدر ؟ آیا چه مراد میفرمایند ؟
فرمودند - آیا مادیگر رفیقی نداشتیم ؟
گفتم - ها ! ابو محی الدین !
فرمودند - بلی ، آن بیچاره را سراسر فراموش کردیم . همین دم بر
خاسته برو ، عرابه هم حاضر ایستاده است . هم يك تلگرافی بشام میکنی
که آن بیچاره ها خاطر جمع شوند ، و هم ابو محی الدین را گرفته با خود
می آوری .
سمعاً و طاعتهً گفته برخاستم ، و در عرابه نشسته عرابه چی را
برفتن كمرك استانبول امر نمودم . عرابه چی اسپهای خود را که خوب
دم شان راست شده بود قمچین کرده از جاده عالی نشان طاش برجاده
(عقارات همایون) كه يك جاده بسیار با شوكت و هیبتی میباشد ، و ازدو
طرف با عمارات بهم متصل يك رنگ و يك نسق که از همدگر هیچ فرق
عمارات آن نمیشود فرو آمده در (بشکطاش) که از محله های معتبر است،
و از پیش روی سرای شوکت احتوای (طولمه باغچه) که تعریف آن در
فصل مخصوصش بیان خواهد شد، و جاده بزرگ تراموای بر (قباطاش)،
و (طوپخانه) و بازار (غلطه) ، و جسر جدید را مرور نموده بر (امین
اوکی) به كمرك استانبول آمدم که این مسافه بیشتر از چهل دقیقه
يك مسافه ایست .
از عرابه فرو آمده داخل دارۀ كمرك و ازا نجا به ريخنم آمدم .
ابو محی الدین بیچاره را در جایی که گذاشته بودم یافتم که بر بکسها و بستره ها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
