Machine transcription
صحیفه ۱۰۳ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
مرا بخواهید و مرا به هر امر و خدمت شان حاضر و آماده بدانید .
بحضرت پدر گفتنی اورا ترجمه کردم فرمودند :
— من هیچ قصوری ازو ندیده ام . آیا از چه سبب اعتذار میکند ؟
لهذا از محاوره خود با او حکایه کردم . تبسم کرده فرمودند که :
— قباحت این بیچاره نیست . حضرت سلطان المعظم ما همه حواس خمس
خود را تنها برقوه سامعه خود حصر نموده است . ازینسبب است که اینها
خدمت گوش او را میکنند ، حالا نکه ( شنیده کی بود مانند دیده ) .
قومیسر پولیس به بسیار تواضع سلام داده برفت . درین اثنا همه
مسافران کشتی نشین از واپور میبرآمدند . مادام قادسى نيز يك قايق تدا
رك كرده ، و باحضرت پدر مراسم وداعیه رابجا آورده واپور قورنیلوف
را ترك نمود ، تا بسر زینه او را مشایعت نمودم ، و بار بار با هم دست داده ،
و از فراموش نکردن همدیگر خود یکدیگر را تأمین و خاطر جمعی داده
وداع نمودیم .
حضرت پدر فرمودند :
— آیا میدانی که واپور ما تابکی درینجا توقف میکند ؟
گفتم — بلی ، صبح از کپتان شنیدم که بوقت عصر یعنی به پنج بجه
حرکت میکند .
فرمودند — اگر چه از میر رایش زاین نیز دیده ایم و لی ازینکه تا بعصر
درواپور باشیم بهتر آنستکه در شهر يك سیاحتی اجرا نمائیم .
گفتم — بسیار خوب میشود اگر امر باشد قايق تدارك كنم .
فرمودند — بلی ، يك قايق تدارك كن .
در واپورقایقچیان بسیاری برای پیدا کردن مشتری آمده بودند ،
قایق را حاضر کردم . بجمعیت حضرت پدر در قایق نشسته به بندر برآمدیم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
