Machine transcription
۳۹
گفت زنگیلا که تاب آفتاب اندر تموز
سخت سوزان است مثل شعله نار سقر
اندرین پیراهن داکه منم غرق عرق
تو برگ در برگلاه پوست داری زیب بر
این برگ گفت اے برادر کیمیائے ہمت است
میکشد از جسم انسان تنبلی را سر بسر
من بہ یمن این برگ زایران بدہلی آمدم
واکرات نگذاشت تابیرون برآئی تا بدر
اے پسر این قصه هم یک واقعه تاریخی است
درس عبرت بست با خوض تمام این را نگر
قصه دیگر شنواز شاه عباسی امین
آنکه ہارون و زبیده را بود لخت جگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
