Machine transcription
جلد پنجم
۲۹۵
کتاب الاقرار
حق رد کردن نیست مگر بگواہ نیکه بگذراند انرا که بدرستی این عیب موجود عین ہمان عیب است یا اینکه
در میان اقرار فروشنده و میان دعوای آن قدر مده باشد که دور شدن دانه بالاخرش در ان مدتم
گرد و نخشد و در ان کنیز بدون همین دانه دیگر دانه نبود پس در ینوقت معتبر قول خرنده ست و مر او را میرسد
که رد کند آنغلام را بسبب آن عیب بر فروشنده همچنین ذکر کرده شده است در کتاب محیط و لو قال
بعتك هذا الثوب وبحرق فجاء المشتری بحرق اخر فقال بعتنیه و ہذا به
وقال البایع ليس هذا الذي اقررت لك به و هذا حدث عندك ولم يكن
بالثوب حرق غیره لم يصدق البایع على ما قال فان لم ير فى الثوب حرق
ظاہرا ولا اثر الحرق سوى ما عينه المشترى عرفنا ان ما اقر به البایع هو
الذي عينه المشترى فله ان يرده بذالك ولو قال كان هذا الحرق صغیرا
وزاد فيه فالقول قول البايع والحرق فى ذالك قياس الخرق ولو كان فيه
حرق غیر ذالك فقال بعتك هذا الثوب و هذا به ولم يكن
الاخر به فالقول قوله مع يمينه (مبسوط سرخسي )
و اگر فروشنده گفت که فروخته بودم بر تو این جامه را و در ان این سوختگی بود پس خرنده اور دستوخته
کی دیگر را و گفت فروخته بودی انرا بر من و این سوختگی در ان بود و فروشند و گفت که این سوختگی
آن نیست که بر اتو بان اقرار کرده بودم این سوختگی نزد تو پیدا شده و حال انکه در انجامه سوختگی دیگر
بدون آن نبود در نیصورت راستگوی کرده نمیشود فروشنده در ان چیز یکه گفته وا کرد را نجامه سوختگی
در ظاهر نبود یا اثری نبود سوخته کی را بدون انکه خرنده انرا معلوم کرده بود در نیصورت معلوم نمودیم ما این را که
بدرستی آن عیبی که فروشنده بان اقرار کرده آن عیب است که خرنده انرا معلوم نموده پس خرنده را میرسد
که رد کند انرا به سبب آن عیب واگر فروشنده گفت که این سوخته کی خرد بود و در ان افزوده پس معتبرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
