Machine transcription
صحیفه ۳۰۲ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم
واقعه شده يك مقدار عسکر روس بايك افسر برای محافظه گذاشته شده بود .
برین سپر شکاری از طرف ژاپانیها متصل يك باران گله همیبارید . کسانیکه
از ناصر خود را از سپر بالا میکردند هماندم کشته میشدند . افسریکه در سپر شکا
ری بود در بودن خود و قطعه عسکریه خود درین سپرنك وتنها هيچ فائده
و مقصدی نمیدید این افسر به همراهان خود میگفت : «هر گاه جنرال (سقو
بله ف ) زنده میبود و بمن میگفت که : ( کپتان ۱ تولی خود را بصف نظام
حرب در اورده در زیر این آتش دشمن به خطوط موزونه پیش ببر . » من
این امر را هماندم مجری آورده . چونکه میدانستم که برای استحصال يك مقصد
به این فدا کاری ما لزوم دیده . حالا آنکه درینجا از بن ضایعات ما هيچ يك مقصد
و فايده تصور نمیکنم . ما درینجا بیهوده کشته میشویم، وقوماندانهای مادرا
قطرف، یعنی بیرون از دایره تأثیر دشمن بکمال استراحت و خاطر جمعی به راپور
نویسی مشغول میباشند . اینست که ما برای پر شدن را پور آنها کشته میشویم. »
پس در يك غند كه اینچنین افکار و حسیات ظهور نمايد ، قوة معنوية
آن تول غند بتمامها خلل پذیر شده میباشد که عاقبتهای الم انگیزی که از ان حاصل
میشود این احوال مجیبه روس نمونه مثال خوبی تشکیل داده است .
يك افسر دیگر روسی نیز در حق هیئت قوماندای روس در اخبار ( میلتر
و و خن بلات) این تفصیلات شایان حیرت را درج کرده است :
« در سراداره و کار تول غند روس، قوماندانها ئیکه اقتدار حقیقی عسکری
را مالك باشند موجود نبود ، بلکه کاتبها یعنی میرزاها موجود بود . این قوما
ندان ها بسببی که به اقتدار دادن يك امر قطعی مالك نبودند از بهر آنکه از بازخوا
ست رهانی یابند از حد زیاده او امر و تعليمات عمومی میدادند تا معلوم کنند که آنچه
از دست شان آمده در ان قصور نکرده اند . هر کار را به زیر دستان خود میکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
