Machine transcription
صحيفه ۱۷۸ محاربه روس و ژاپان جلد پنجم
نند آهوی دست و پا بسته سرم را از تن جدا کنند.
« تمام مدت سه روز درین چقوری به اضطرابات گوناگون جانکندن بسر
آوردم. در وقت شام روز چارم، از نزديك صداهای روسها بگوشم برخورد
ازینواقعه بدهشت بر خودلرزیدم ! بدل خودتضرع و نیاز میکردم که مرا نادیده
بگذرند. ولی این تضرعات من کارگر نیفتاد. چونکه روسها جسدهای ژا
پانهارا برچه زده، و نیم جانهایشان را سر بریده تا به پیش من نزدیك شدند !
« من روی خود را در خاك فرو برده مانند مرده افتاده بودم. یکی از رو
سها در پیش من ایستاد، و بدقت بروی من نظر کرد، ولی در من هیچ اثر
حیات ندیده مرده پنداشت از اثر و جیبهای مراپالیدن گرفت. پیسه، و چا
نطه، ولوازم طبیه و دیگر اشیای مراسرقت کرد ! بعد ازان با قونداق تفنگ
برپشتم بشدت زده، و بایرچه تفنگ در زیر استخوان قبورغه ام يك زخم دیگر
ی حواله کرده، و یکچند لگد دیگری هم زده در گذشت.
« بسبب تاثیر انجماد خون که در اطراف زخم پیدا شده بود سیلان دم
منقطع شده بود، و تاب و توانم سراسر محو و زایل شده بود. حالم از حیات دور
و بموت خیلی نزديك بود. اما در خود هیچ اثر زنده گی نمیدیدم.
« روز پنجم باران بارید. بتأثیر آب وخامت احوال سر اسرتزاید نمود.
زخمهایم رفته رفته به تفسخ رو نهاده بود. يك قسم کرم در میان گلها فرورفته
بود ! کرمها و دیگر حشرات مضره بر سرور ویم گردش میکردند. مجال اد
ناحرکت را نداشتم. پیش از مرگ کرمهای قبروجودم را استیلا کرده بود.
والحاصل در عالم زنده گی تجربه های مرگ را میگذرانیدم. تا آنکه سراسر
بیهوش شده از خود بی خود در گذشتم !!
« درعین بیهوشی بودم که صداهای ژاپانها بگوشم برخورد. بی اختیار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
