Machine transcription
صحیفه ۱۷۷ سرگذشت يك مجروح دیگر جلد پنجم
ظهورات قضا وقدر تسلیم کردم . زخم خود را بخوبی بسته ، و پیچانیدم . از
بیم آنکه مبادا روسها مرا به بینندهیچ استراحت نداشتم . بقدر ده قدم به آن
سويك چقورتی بنظرم برخورد که از تاثير يك كلۀ بم پیدا شده بود ، غلطان
غلطان خود را تابه آن غار رسانیدم . تاثير اين كلۀ بم ژیانی عجب کارستانی کرده
بود. زیرا بقدر هفت هشت جسد روس را به تاثیر پرتاب خود در ان غار مستحصله
خود مدفون نموده بود . منهم درين مزار خزیدم !!
« بعد از سه چار ساعت از حد زیاده تشنه شدم. مطره که در کردن داشتم
خالی شده بود . در هر طرف نظر انداختم ! از آب هیچ اثری نیافتم . اما در
زیر جسد های روسهايك حوضچه گک پر از خون بنظرم برخورد که خون
بسیاری دران تراکم نموده بود. در یتی غم رنگ ، وبو، وطعم آن مانع مدهش
نگشته هماندم لپ لپ خون گرفته نوشیدم ، و به اینصورت دفع تشنه کی نمودم .
تابوقت شام از شدت درد زخمها ، وخوف واندیشه کشف شدنم از طرف رو
سها ، وگرسنه گی وتشنه گی گاه بهوش و گاه بیهوشانه وقت گذرانیدم .
« رفته رفته دست بی امان گرسنه گی وجودم را به پیچ و تاب میانداخت ، و
روحم را مضطرب ونالان میداشت ! اضطراب در دزخمهای من نیز غیر قابل
تحمل بيك حالی آمده بود . بر سر اینها خوف واندیشه کشف شدنم از طرف
روسها عذاب مرا زیاده تر میافزود . ازین نمیترسیدم که جنگ کرده جنگ
کرده بمیرم ، ولی این چنین مرکی که هیچ حرکت نتوانم ، وبر قتل دشمن
خود مقتدر نشوم . ودرین غار ماننديك مرغی از طرف دشمن به تیغ حلال
شوم حقیقتاً مصیبت بسیار الم انگیزی میشمردم . زیرا در منوقت مقصد من
زنده کانی بودکه جور شده باز پس بمیدان حرب درايم، و گلو بگلو، و پنجه باپنجه
با دشمن زدوخورد نمایم . وبکشم و بکشندم نه اینکه به این حال بیدست وپایی ما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
