Machine transcription
۳۹
میخواهم وصت تا نقاذ در ندالان
این دل سرگشته چون در همرقم گشته است
همچو مجنون ز غم اندر بیابان فراق
عایشه لیلی صفت رسوای عالم گشته است
ساقی بیا که مجلس مستان غنیمتست
با دوستان بصحن گلستان غنیمتست
چنگ و رباب و اهل طرب بم زیر و گام
عیش و نشاط باده پرستان غنیمتست
گل در چمن شگفت و بلبل بسیر باغ
اندر کنار یار بستان غنیمتست
بشنوزنی حکایت هجران چه میکنی
شرح فراق هم زنیستان غنیمتست
آب روان و سبزه و روی نگار هم
صوت و نوای بلبل دستان غنیمتست
این نار عشق در کنج سینه ست
عایشه بهر فصل زمستان غنیمتست
ساقی بیار باده که این دم غنیمتست
گر عیش نیست این دم پر غم غنیمتست
در هیچ حال ساغر و مینا ز کف منه
می نوش کین صفای دمادم غنیمتست
چون مالگدای پیر مغانیم در طریق
گر مفلسیم سایه عشم غنیمتست
بسمل شدم تیغ جفای تو ای صنم
کشتی مرا ز دست تو مرهم غنیمتست
بخت سیاه من چو شب داج گشته است
لیکن خوشم چوزلف تو ادرهم غنیمتست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
