Machine transcription
بم
عایشه گفت بنظری کنی ازوی لطف
مسحش نگفت جانش حومبهم غنیمت است
گر اسب نیست مرکب لنگ هم غنیمت است بستر چو نیست تخته سنگ هم غنیمت است
محبوب دلر با چو میسر نمی شود لاچار یار مست وملنگ هم غنیمت است
گر نیست دوستان که بگو بند از دل با دشمنان خصومته و جنگ هم غنیمت است
ساقی بیا که با تو د می مشورت کنم گر باده نیست خمره و بنگ هم غنیمت است
خالی است جای بلبل و قمری درین چمن طاوس نیست زاغ و کلنگ هم غنیمت است
یاران کجاست همدر فتمند عایشه
یکرنگ نیست یار دورنگ هم غنیمت است
ساقی بیا که صحبت یاران غنیمت است وین نیمروز باد بهاران غنیمت است
در صحن باغ باده بنوشیم یک دگر می در کنار لاله عذاران غنیمت است
آب روان و سبزه و روی نگار هم هم سایهای سرو چناران غنیمت است
جوش گلست و وقت می نسیم خوش فریاد عندلیب و هزاران غنیمت است
بلبل زبوی گل شد مست و بی خبر بیخود شدن چو بلبل حیران غنیمت است
چون لاله داغ هجر بدل دارد عایشه سوز و گداز سینه فگاران غنیمت است
میر حیدر وم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
