Machine transcription
۳۸
وحش صفت همچو غزال ختن در پی آب و علفم آرزوست
مضطرب عایشم از جور فلک
همت شاه نجفم آرزوست
بی جمالت بزم عیش دوستانرانورست بی وصالت خانمان بیدلان مینمورست
چون مر شد از نظر آن قامت یعنای تو سرو شمشاد جنان در خاطرم منظورست
گلعداری مهوشی شکر لبی شیرین سخن طرفه عینی زخت در آئینه دل انورست
گردش چرخ ست برابر چه سنگ آسیا یک زمانی این دل شوریده ام مسرورست
داغ هجرانی که من دارم ندارد هیچکس چهره ام چون زعفرانست جاے پنم کورست
سربسر کار جهان در دست افسوس دریغ ناله چینی مگر در حسرت فغفورست
نقش گیتی چون حبابے بی آب است بخور عالمی بنگر ترا چشم خرد گر کور نیست
عایش غیر از صبوری چاره نبود گر
با قضای آسمانی دست و جاے زوریست
چون جمال آن پریرخ از نظرم گشته است باغ و بستان جهان بر من جهنم گشته است
بیخودم خودرا ندانم از جفای روزگار شب همه شب بی ام چون چشم انجم گفته ست
بر در دیر آمدم چون سایلان تشنه لب ساقیا ظالم بده لبریز این خم گشته است
حسن نواب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
