Machine transcription
۳۳۸
تاج و نگین و تخت سلیمان کرم بود از فرط اشتیاق نمایم فدای تو
فرزند ارجمند سعادت نشان من مادر فدای عزت و شرم و حیای تو
ای راحت القلوب چگونه رقمت کحل الجواهر ست مرا خاک پای تو
نور دو دیده فیض طلب گوید عشیر باشد شو د بحال تو فضل خدای تو
ايضاً
بپای خویش تو در خانه اجل رفتی هزار حیف که بسیار بی محل رفتی
ندانم آنکه ز دست کدام کلب لعین بسینه تیر قضا خورده در جبل رفتی
دریغ و داد هزاران هزار افسوس است مه یگانه من ساعت زحل رفتی
ندانم از چه سبب نور دیده ام رضا ز ضعف طالعهم از جمع جزو کل رفتی
دو چشم عایشه از فرقت تو خون گرید از انکه چون در شهوار بی بدل رفتی
ايضاً
عارض فیض طلب رشک قمر بودای خط بگرد خشر از سنبل تر بودای وای
هدیه لعل لبش ملک بدخشان ویمن صوت سحر و سحنش شهد شکر بود ای وا
صوتش لعود بشر سیرت او بود ملک ملکه سبقا تقدم جمله هنر بودای وای
بست محمل سوی کشمیرا آن سروروان همچو گل بدرقه اش باد سحر بودای وای
مردمان بحكم [ILL]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
