Machine transcription
۲۸۷
عائشه گرفته مسکن خویش در آتش هجر چون سمندر
هرچند که ضعیف ناتوانم یارب بمراد دل رسانم
واسوخت
ایدر بغا جهان مردم بسیار نماند یار بسیار ولی یار وفادار نماند
شرح نتوان که چها بر سرم آمد ز فلک همدم خویش بعالم نه دو دیدیم یک
تا که از مادر گیتی بوجود آمدهام هم بجان و زوشب از دست حوادث اندام
هیچکس چون من سرگشته پریشان نبود هم ز کردار بد خویش پشیمان نبود
من کجا عشق کجا شوخ جفا پیشه کجا غم هجر تو کجا اینقدر اندیشه کجا
رو زوش از غمت ایدوست جگر خون شدهام نه غلط بلکه سراسیمه چو مجنون شدهام
تو مپندار که غیر از تو دهم دل بکسی جز تمنای وصال تو ندارم هوسی
هیچکس هیچو من خسته نگونسار مباد هم بدام سر زلف تو گرفتار مباد
بس از تیغ جفا تیغ شدم بیصینها دست کردی تو بخون دلمن رنگ حنا
تا بکی جور و ستم بر من حیران داری چون سر زلف خودم نیز پریشان داری
بر سرکشته خویش آی و ببین احوالش گلرخ از دیدن خود ساز تو فارغ بالش
کس چو من سینه مجروح و دل افگار مباد حبس در دایره گردش پرگار مباد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
