Machine transcription
۲۴۰
برق آتشبار عشقش بیدلانی سوخته
موج نار شوائش پروجوانی سوخته
پرتو گلزار حسن آن بتی ماه صفت
بلبل بیخانمان در آشیانی سوخته
دیدم اندر وادی شوقش گروهی هردوزان
زاتش سودای هجرش کاروانی سوخته
در ریاض عشرت انشوخ شنگ جلبوه
گل بکام دل نچیده باغبانی سوخته
عارض شمس و قمر چون از نقاب آید برون
شعله رخسار او کون و مکانی سوخته
ای عزیزانشت می زیبا ضعیف مستمند
در تمنای بت نامهربانی سوخته
در نگارستان چین تصویر حسن چون کشید
تاب خورشید رخش دیدم تبانی سوخته
می ندانم چیست آخر مقصد اینسنگدل
در رفاهیت رقیب دوستانی سوخته
عایشه افتاده است در دست گیتی دون پنا
در تنور هجر و محنت همچو نانی سوخته
صنما ز دغم هجر تو بفرقتم تیشه
کردنا صور فراق تو دلم را ریشه
رفت عقل و خرد و طاقت و هوشم برباد
جز تمنای تو ام نیست دگر اندیشه
نیست در مخزن دل غیر لب لعل تو هم
غیر عشق تو دگر هیچ ندارم پیشه
شوخ لیلی وش شیرین صفت سنگین دل
بسمل تیغ جفا ها تو شد عایشه
براث
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
