Machine transcription
۱۴۱
شمع رخسار ترا عایشه پروانه بود
جانفدای تو پریزاد کنم یا نکنم
غایب است چون از نظر پروانه ام
از فراقش روز و شب دیوانه ام
در سرم سودای عشقش جا گرفت
گز وجود خویشتن بیگانه ام
روز را هرگز نمیدانم ز شب
از شراب عشق او مستانه ام
خانهٔ عیشم خراب آباد گشت
میکونت عاقبت غمخانه ام
هیچ آبادی نمی بینم بپدیر
عالمی شد در نظر ویرانه ام
طاقتم طاقست ز فرط اشتیاق
شمع وصل دوست را پروانه ام
بر ندارم دل ز مهر آن نگار
گر چولیلی فاش شد افسانه ام
تا شدم هم بستر غمهای او
گاه مجنون و گهی فرزانه ام
دام و دانه زلف و خال او مراست
مبتلا شد دل بدام و دانه ام
خانهٔ دل گشته ویران از غمش
شد سکونت عاقبت غمخانه ام
عایشه درمان ندارد درد تو
هم رضای حق بود شکرانه ام
تو قادر خدائی و ما بنده ایم
باحسان و لطفت تو شرمنده ایم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
