Machine transcription
۱۷۴
آن نازنین گلرخ شیرین لبت
سرتا قدم بقدرت سبحان بود لطیف
در حقه که چاشنی بیدلان بود
خوشتر ز آب چشمه حیوان بود لطیف
در باغ خلد نیست گلی همچو عارض
آن گلعذار چون گل خندان بود لطیف
بهر علاج ضعف دل خستگان مدام
بوئیدنش نسیم بخندان بود لطیف
خورشید و ماه آئینه الجمال اوست
شمع وصال شب هجران بود لطیف
طاؤس غره گر چو خرامه بعز و ناز
آن شوخ و شنگ بی ده دامان بود لطیف
هر چند که هست پر تو صبح ضیای حشر
سوز و گداز شام غریبان بود لطیف
غرقم ببحر عشق که هیچش کناره نیست
غواص عشق بی سر و سامان بود لطیف
بنشین بهوشی چو غزال ختن مدام
از همنشین شست بزندان بود لطیف
نشو و نما و عیش و طرب کوی آن نگار
با دوستان حاج روضه رضوان بود لطیف
یعقوب را دو دیده حسرت سفید شد
آوازه از مصر کنعان بود لطیف
هر خسروی که کشور روی زمین گرفت
هر جمله تاج و تخت سلیمان بود لطیف
ذکر و ثنا و لحن زکبکان بکوهسار
در بیشه صوت شیر و پلنگان بود لطیف
موجود از عدم همه اشیا چو شد پدید
بر ممکنات جوهر انسان بود لطیف
هر چند که مضطرم نبود خاطرم ملول
عونم جناب شاه خراسان بود لطیف
هم کیش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
