Machine transcription
١٦٠
مراتبی ست که وصفش چرخ ناید راست
پرید عقل و خرد از سرم نمانده خواص
چو بر فگند ز رخ برقع آن پری پیکر
ملک بر اوج فلک از یمن شر شد رقاص
بهر وژنی خوبان شدم ز خود بیخود
وجود من شد پیش چنانچه زر خلاص
مرا زکف چو شدن در بی بها اید و
مدام گشته به بحر تفکرم غواص
بحق صدر دو عالم شفیع روز جزا
بلطف خویش بخوانی مرا زبنده خاص
بخش عالیتر را از عطای بی با
بحق عزت احمد سوره اخلاص
هزار جان گرامی فدای آن عارض
که مرد و زن همه شد مبتلای آن عارض
نه در ملک بود احسن فی بکل بشر
که هست یوسف مصری گدای آن عارض
ندیدم بدو عالم نظاره رخ او
گذشت عمر من اندر هوای آن عارض
اگر چه خسرو و خاقان بوند و اسکندر
دهند خط غلامی برای آن عارض
زبان خامه نه شرحش توان بیان کردن
خراج کون و مکان سب بهای آن عارض
اگر به سر مویم لسان هزار بود
نه ممکن ست که گوید ثنای آن عارض
مدام عالیتر خواهد ز قادر بیچون
همیشه باد در افزون بقای آن عارض
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
