Machine transcription
١٥٩
اشک میبارم چو گوهر همچو ابر نوبهار
یک نظر از فیض انعام تو دارم ملتمس
لا فتی الا علی لا سیف الا ذو الفقار
یا ولی الله بفریاد دل عاصیت رس
من چگونه وصف محبوبی شکر گفتار خویش
میزند بر دل خدنگ از کرشمه خوار خویش
یک نگاه چشم ناکش عالمی بر هم زند
میتوان دادن بکبر این چنین دلدار خویش
سرو میماند خجل از قامت دلجوی او
سر قدم سازم براه یار خوشرفتار خویش
عاض او هر که دید از خویشتن بیگانه شد
صوفیان آتش زدند بر جبه و دستار خویش
چهره عاشق خزنیست از روز شب بیقرار رو
اکرد چمن آراسته از عارض گلنار خویش
طره شبرنگ او پیچ و تاب آمد همی
مشک شب بر عاشقان افشاند از تار خویش
شد بهار اندر خروش و فصل گل آمد بجوش
بلبل بیدل بنال از ناله های زار خویش
این بهار سبز و خرم در عقب دارد خزان
داغ بر دل میرود بلبل ازین گلزار خویش
هر که او شد محو از خود میتوان محبوب یافت
هر که خود را دید کی میبندست عیار خویش
گرچه عمر نوح داری میشوی یکمشت خاک
عاقبت گردی پشیمان از همه کردار خویش
چون سلیمان عالمی گردد بختت گر ترا
طعمه موران شوی هم با دل افکار خویش
کار گردون فراز و منزلیست ایعزیز
اگر مشقت پیش آید صبر کن در کار خویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
