Machine transcription
١٦٠
تا بکی باشی بفکر این سپهر زرنگار
عذر تقصیرت جو از خالق غفار خویش
کردگارا از عنایت بر من مضطر نگر
از طفیل خاندان احمد مختار خویش
ایعزیز ادر جهان باقی نمی ماند کسی
لب ببند عالیست بر بد خواه تفار خویش
کردگارا تا بکی باشم جدا از یار خویش
با که گویم شرح احوال دل افکار خویش
از فراق وصل اندلبر چنان بیطاقتم
اشکبارم هر زمان از دیده خونبار خویش
طره زلف پریشانش قرارم ربو
کز پریشانی ندارم طاقت گفتار خویش
تا شدم پیدا درین گیتی ندیدم روز خوش
سرنگون بدی فلک از گردش سیار خویش
با مراد دل درین عالم نیاسودم دمی
کی بود آندم که یابم مژده دلدار خویش
گر دهد دست از زمان یابم که بنیم صادق
جان و دل سازم فدای آن گل رخسار خویش
صبر اگر تلخت ولیکن ثمره شیرین دهد
از شکایت لب ببند و صبر کن در کار خویش
عالیه درمان درد خویش میجوید زتو
جز تو بی همتا نمی بینم کسی غمخوار خویش
مرا ز پیرمغان این صیحت رسد در گوش
بیا بمجلس رندان شراب ناب بنوش
جهان چه بود و چه شد عاقبت چه خواهد شد
بساز بازی ایام گشته اند مدهوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
