Machine transcription
١٢١
مه لقاى که ز سر تا قدم از عيب بريست
مبتلاى سر زلفش دل هر دوريست
بزم آرايه جهان خسرو شيرين دهنان
شوخ عاشق كش فتان پر از جور و جفا
اين ستم پيشه نگر غره بحسن خويش است
من ندانم سبب ظلم و ستمگر جه بود
حيف اوقات كه بيهوده نمودم ضايع
چند نالى ز جفا هاى فلك صابر باش
الله الله چه عجب شيوه شيرين دارد
عارض مهر و مه و طره مشکين دارد
گرد رخسار قمر مجلس پروين دارد
بهر صيد دل من پنجه شاهين دارد
نه نظر بر من دلخسته غمگين دارد
بچه مذهب بتو اين رسم و آيين دارد
متکبر بود و عادت خودبين دارد
دست در خون دل ماست که رنگين دارد
عاقبت شاد بزى زانكه جهان ميگذرد
صبر تلخست وليكن بر شيرين دارد
شوخ گلچهره سيمين بدنی را نگرید
میخرامد بچمن سرو سهی بالائی
آنکه سر تا بقدم غمزه و ناز عادت اوست
تیر مژگان بگذشتش زکمان ابرو
خنجر کبر ز دست در کمر خویش مدام
مهوشی یوسف گل پیرهنی را نگرید
دلبری بلبل شیرین سخنی را نگرید
رهزن دین و دل مرد و زنی را نگرید
جعد مشکین شکن در شکنی را نگرید
بت ترسا صفتی پرفتنی را نگرید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
