Machine transcription
۱۲۲
زینت و زیب گلستان جمال طبع بان عشوه قامت سر و چمنی را نگرید
بیدلان خیراند چو حلاج ز خویش این همه جلوه دار و رسنی را نگرید
سوخت پروانه صفت شمع رخش عالیمی را
شعله حُسن در حُسنی را نگرید
دیدی که یار مونس و دلدار مانشد چون نقد قلب هیچ خریدار مانشد
هرچند ستم که بر سرم آمد زجور دوست غماز نیز محرم اسرار مانشد
چون ابر نوبهار نیم ساعتی خموش همپیش نظر بگریه بسیار مانشد
فریاد و داد از ستم و جور آن نگار رحمش بحال دیده خونبار مانشد
دی میگذشت گفتمش ای طبیب مهربان آخر شفای این دل بیمار مانشد
دید از سرغضب بمن و سخت تند گفت از حرف دوست هیچ کهی عار مانشد
سیل سرشک عالیش بگرفته عالمی را
لیک اطلاع آن گل بیخار مانشد
پی نبردیم ما بکویی مراد داد از دست چرخ بی بنیاد
طایر بخت واژگونة من روز فطرت بدام هجر فتاد
تا تخم تیشه سینه ام سنگست کوه کن گشته ایم چون فرهاد
تخم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
