Machine transcription
شماره (۵، ۶) ۹۰ جلد و سال اول
نمره ۲ (بقیه از شمارهٔ سابق)
بنات النعش
بعد از ان دائی حال صغری خانم را پرسان کرد.
وقتیکه برای او معلوم شد: دختر تحصیلدار است
و مولوی محمد فاضل نیز تنخواه معقول دارد دائی خجل
شد که چرا اشاره به تنخواه کرد .
دائی هر چند کار خانهٔ نوابی را دیده بود؛ لاکن
تقریر شسته صغری را دیده حیران ماند و معذرت کرد:
بی بی صاحبه! مرا معاف دارید. صغری گفت :
چرا ؟ خدا نکند تو چیزی نگفتی؛ اول نوکری گناه
نیست ؛ عیب نیست و باز هم بسبب ناواقفیّت
اگر پرسان کردید چه شد ؟
غرض که دائی، احوال را معلوم کرده رخصت شده
نزد بیگم صاحبه خود آمد و گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
